آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است حالا اما... نمی خواهم برخیزم در سیاهی این شب بی ماه می خواهم اندکی بیاسایم فردا فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام...
|
About Me
من به دست های بی قرار تو قول میدهم My Blog
My Archive
اردیبهشت 1391 My Categories
Daily Links
Friends Link
حق من این نبود موسیقی صدای خداست بنویس از سر خط سرزمین بارانی مرجع تخصصی موسیقی الکترونیک و موسیقی بیکلام یه نون خشک و چایی یه کرسی خیالی ***قاصدکی در مرداب*** انتظار برای چه؟ نوشته های من ***خشونه*** فنچ و قناری برازجان حس 6.6.6 کوچه تنهایی تقدیم به سحرگاه زندگی سحر آتشکده ***برگی از دفتر دلم*** عاشقانه ها ساز مخالف رسپینا به قشنگی یک پاییز حرفهای آسمانی ◄◄ ▄▄▄ ازدواج ممنوع ◄◄ Psychology مترسک مهربون قالب وبلاگ اخبار آي تي گرافيک و آموزش فتوشاپ ايران ترجمه موبايل Template By
فال حافظ قالب وبلاگ عسل ح - نازنين |
آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی از برون که همتی از درون لازم است حالا اما... نمی خواهم برخیزم در سیاهی این شب بی ماه می خواهم اندکی بیاسایم فردا فردا برمی خیزم وقتی که فهمیده باشم چرا زمین خورده ام...
+ نوشته
شده در ساعت 23:24 توسط Meriya
|
این آینده ,کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم؟
+ نوشته
شده در ساعت 0:2 توسط Meriya
|
سال نو رو به همه دوستای گلم تبریک میگم به امید لحظه هایی سرشار از امید ,آرامش و شادی
+ نوشته
شده در ساعت 11:45 توسط Meriya
|
خودم را زیبا کردهام آراسته همانطور که دوست داشتی خواهی آمد انگار که هیچوقت نرفته بودی غرق بوسهام خواهی کرد غرق بوسه خواهم شد و من مثل هیچوقتها هیچ اعتراضی نخواهم کرد چقدر امروز ... همه چیز ... مثلِ آنوقتها شده که ... هنوز ... هیچ ... اتفاقی ... نیفتاده بود
+ نوشته
شده در ساعت 16:39 توسط Meriya
|
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق می شوند
و پای چراغ های بی احساس خیابان می میرند...
+ نوشته
شده در ساعت 2:41 توسط Meriya
|
تو "آدم" من "حوا" سیبی در کار باشد یا نه با تو در آغوش تو بهشت جاریست بوسه هایت طعم سیب میدهند
+ نوشته
شده در ساعت 23:24 توسط Meriya
|
باز باران نبودنهایت
بر شیشیه چشمانم می کوبد چه کنم که دیگر دیوار صبوریم فرو ریخته...
+ نوشته
شده در ساعت 18:50 توسط Meriya
|
در آستانه شروع پاییزم...
به پاییز رویاهایم بیا بهار من
+ نوشته
شده در ساعت 15:16 توسط Meriya
|
چرا باید می آمدی تویی که رفتنی بودی . . .
+ نوشته
شده در ساعت 23:33 توسط Meriya
|
|
|||